دونالد ترامپ با شعار عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم کلیدهای کاخ سفید را از رقیب دموکراتش پس گرفت و دوباره خود را در مرکز قدرت سیاسی و البته جهان قرار داد. او در سه انتخابات پشت سرهم دو بار رقیبهای زن را شکست داد. (انگار که رقیبانش را در تقابل با دادگاه حق سکوت قربانی کرده باشد!)

او که در دنیای اقتصاد سیاسیاش همیشه بر عدم پذیرش شکست تأکید داشت (Never Never Never Give Up) همزمان چندین مبارزه را مدیریت کرد. رفت و آمد مداوم به دادگاه جنگ با رسانهها رهایی و نجات از ترور تلاش برای نادیدهگرفتن نظرسنجیها و پس از آن سوارشدن بر موج عظیمی از نارضایتی عمومی از ساختار دولت به دلایل بحرانهای اقتصادی حمایت دموکراتها از جنگ غزه ازدستدادن رأی عربها و مسلمانان افزایش بهای مسکن از ۲۰۲۰ و خارجشدن بخش عظیمی از مشتریان از این بازار، ضعف بایدن و تیم او در مناظره و خروج دیر هنگام او از کارزار انتخاباتی و…. خودزنیهایی بود که دموکراتها بر پیکر نیمهجان سیاست خارجی و اقتصاد داخلی خود وارد کردند. به وضوح مشخص بود ضعف دموکراتها در ایالتی چون پنسلوانیا که در دور قبل پیروزی دموکراتها را قطعیت بخشید اما این بار باعث شکست آنها شد. البته تمام این رویدادها در موج صدای تیلور سوئیفت گم بود و آنچه که نباید اتفاق افتاد.
باید اذعان داشت ترامپ با شعار آمریکا اول سابقه درخشان و موفقی در نتیجهگیری از کاهش مالیاتها که به رشد کارآفرینی و افزایش حمایت از صنایع داخلی در دور قبل ریاست جمهوریاش انجامید، داشت (تداعیکننده رشد اقتصادی دوران درخشان بیل کلینتون بود.) از طرفی پافشاری بر حفظ ارزشهای آمریکایی توانست رأی مسیحیان انجیلی و سفیدپوستان را بهدست آورد. در دیگر سو زحمت بنیاد هریتیج را که با اشاعه پروژه ۲۰۲۵ یا همان برنامه ۴۷ و تبیین سیاستهای محافظهکارانه در میان انبوهی از اشتباهات دموکراتها کاسته شد.
پیشبینی میشود سیاست اتخاذ مواضع سخت علیه چین و ایران و تقویت روابط با اسرائیل و کشورهای عربی در این دور هم ادامه پیدا کند.
در آخر باید عنوان کرد آنچه باعث پیروزی دونالد ترامپ شد ناشی از نارضایتی بخش عظیمی از طبقه متوسط از ساختار دولت در آمریکا و سیاستهای اقتصادی دموکراتها و نیز ترجیحدادن اقتصاد به اخلاق در اذهان جامعه آمریکایی بود. اما بیراه نیست اگر بگوییم دنیای کریپتوکارنسی و حمایت ۱۱۹ میلیون دلاری ایلان ماسک (نه ۷۵ میلیون دلار)، حمایت بزرگان دره سیلیکونولی و نیز شرکتهای بزرگ تجارت عرصه سوختهای فسیلی باعث تغییر نتیجه نظرسنجیهای پیش از انتخابات شد.
دنیای رسانه، شبکههای اجتماعی و دنیای کریپتوکارنسی اهرمهای اصلی بودند که یک بیزینسمن مانند دونالد ترامپ میتواند با آنها به نتیجه دلخواهش دست یابد. بهگونهای که در دوران مبارزه انتخاباتیاش نهتنها به ارزش پایگاه رسانهای و شبکه اجتماعی او Truth بلکه ۴۰۰ میلیون دلار به ثروت او افزود و ثروت او را به ۶ میلیارد دلار رساند.
و اما ایران منتظر افزایش فشارها خواهد بود مثل همیشه اما میتواند در دولت جدید با کاستن از مالیاتها، از کسبوکارهای کوچک حمایت و کارآفرینی را رونق ببخشد. گردشگری را گسترش دهد و با عدم وابستگی بودجه به فروش نفت میتواند تا حدودی ضمن همراهکردن سیاسی بخش آسیبپذیر در این دوران سخت به اتحاد و وفاق ملی شکلی دیگر ببخشد. هر چند که به اعتقاد این قلم همیشه تغییرات بنیادین بهدست راستها انجام شده و علیرغم رادیکالشدن فضا، درهای بیشتری برای گفتگوهای سیاسی بازخواهد شد.
در پایان به نقل از نیویورک تایمز در رد نتیجه نظرسنجیها و پیشگوییها، بازگوکننده این جمله مارک تواین بود که:
سه نوع دروغ وجود دارد؛ دروغ دروغ لعنتی و آمار که نیویورک تایمز (حامی دموکراتها) نظرسنجیها را هم به این فهرست اضافه کرد!


















